۰۸ خرداد ۱۳۹۸
بدون دیدگاه

بعضی آمارها، قبل از اینکه فرصت تحلیل بدهند، حیرت ایجاد میکنند. یکی از آنها این آمار است که در مقاله‌ای در مجله هلث افیرز، آمده‌است. در مدت پنجاه سال، در ایالات، تعداد مدیران سیستم سلامت بیش از سه هزار درصد افزایش داشته! در حالی که تعداد پزشکان تغییر زیادی نکرده است! درباره معنای آن حتما می توان خیلی فکر کرد و نکاتی به دست آورد. اما در این راستا حتما همه ما در محیطهای درمانی و آموزشی خود، تجربه‌های زیادی از این تعداد زیاد تعریف منصب‌ها در سیستم آموزش و بهداشت و درمان داریم. عناوینی که گاه فقط تقسیم می‌شوند و حاصل آنها گاه فقط جلساتی است که باعث می‌شود آن پزشک در ساعات آن جلسات، در خدمت بیمار و فراگیر نباشد و نهایتا هم سودی از آن جلسات برای سیستم حاصل نمی‌شود، و چه بسیار که فقط باعث تخصیص کلی امکانات به آن جایگاه می‌شود و حاصلش گاه فقط قوانینی است که جز دست و پاگیری و دردسر سودی ندارد. بسیاری از ما، هم گاه عناوینی را به عنوان مسؤولیت می‌پذیریم و هم گاه عناوینی را به‌عنوان مسؤولیت تقسیم می‌کنیم. یادمان باشد که این عناوین قرار است به سیستم درمان و آموزش کمک‌کنند. و حواسمان باشد که اگر این طور نبود و آن عنوان فقط وقت ما را گرفت و از کار اصلیمان بازداشت و کلی هم امکانات بدون حاصل به خودش اختصاص‌داد، فکری بکنیم. به نظر شما این آمار نشانگر چه چیزهایی است؟

دیدگاه خود را ثبت نمایید.
0 دیدگاه برای این پست ثبت شده است.

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد