در پزشکی، هم گروه درمان و هم بیماران باید به این اصل مهم و به ظاهر ساده و بدیهی همیشه دقت و توجه داشتهباشند که هدف از هر اقدام تشخیصی یا درمانی باید کمک به سرنوشت سلامتی بیمار باشد، حالا یا برای بهتر شدن حال او، یعنی درمان علامتی و یا کمک به طول عمر او. هدف اقدامات تشخیصی نباید صرفا پیداکردن اختلالات باشد، چون پیداکردن اختلالات و تلاش برای رفع آنها، همیشه کمککننده به سرنوشت بیمار نیست. و هدف اقدامات درمانی نیز نباید فقط اصلاح اعدادی در بیمار باشد، چرا که طبیعی کردن اعداد همیشه باعث بهبود سرنوشت سلامت نمیشود.
همیشه باید این سؤال پرسیده شود که اقدامات توصیه شده چه سودی برای بیمار دارد. و حالا با زیاد شدن روز به روز وسایل مختلف تشخیصی و درمانی و همچنین با توجه به پیچیده شدن اقتصاد سلامت، در همه جای دنیا اقدامات زیادی انجام میشوند که اگر با دقت به آنها نگاه و بررسی شود، سودی برای بیمار نداشتهاند که از آنها با این دو اصطلاح نام برده می شود:
Overdiagnosis & Overtreatment
تیم درمان همیشه وقت توصیه به بیمار برای انجام یک اقدام تشخیصی و درمانی، باید از خود بپرسد که این توصیه من چه سودی برای بیمار خواهد داشت و مراقب باشد که فقط بر اساس یک عادت همیشگی در آن پرکتیس که نام آن را روتین میگذارند، توصیهای نکرده باشد. همچنین این حق هر بیمار است که در برابر هر توصیهای بتواند بپرسد که آن اقدام تشخیصی و درمانی چیست و چگونه انجام می شود و چه عوارض احتمالی ممکن است داشتهباشد و چه سودی برای بیمار خواهدداشت.
از کم و زیاد آن اگر بگذریم، به هر حال این یک واقعیت است که بر اساس مطالعات و آمارهای موجود در دنیا، بسیاری از اقدامات تشخیصی و درمانی که انجام میشود، سودی برای بیمار ندارد و چه بسیار که در بسیاری موارد، مشکلاتی نیز ایجاد میکند.
دقت در هر توصیه و برای هر بیمار و گرفتار روتینها نشدن و از سویی دیگر بالارفتن آگاهیهای بیمار، حتما به کاهش این بیشتشخیصها و بیشدرمانیها کمک خواهدکرد.
تصویر متن، جلد یکی از شمارههای مجله پزشکی انگلیس است که زیر آن نیز نوشته شدهبود
Overdiagnosis harming the healthy
دیدگاه خود را ثبت نمایید.
0 دیدگاه برای این پست ثبت شده است.
موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد