قطعیتنداشتن و تردید، بخشی ذاتی از دانش پزشکی است که روز به روز هم بیشتر رخ نشان میدهد و دو جهت دارد
یکی اینکه حدسهای بالینی، حتی وقتی تستهای مختلف آزمایشگاهی و تصویری به آن کمک میکنند، قطعیت ندارند و ممکن است با مشکل اصلی بیمار بیارتباط باشد و آن حدس شبیه یقین، شروع یک سلسله مسیر تشخیصی و درمانی بیحاصل باشد
و جهت دوم اینکه ماهیت خود دانش پزشکی، چون عمدتا مبتنی بر مطالعات و شواهد تحقیقات اپیدمیولوژیک است، در ذات خود همراه با عدم قطعیت است و این همه وارونگیهای پزشکی در تاریخ، نشان آن
در این راستا، مطالعه جالبی توسط کانمن انجام شد و دیدهشد بر اساس اتوپسی یعنی کالبدشکافی دقیق علمی و دیدن بیماری، از بین تشخیصهایی که پزشک معالج به درستی آن اطمینان کامل داشته، در چهل درصد موارد تشخیص آنها اشتباه بودهاست
این همراه داشتن تردید در ذهن، نه یک نقص، که میتواند بخش مهمی از هنر طبابت باشد که همیشه احتمال تشخیص درست را بر اساس فکر و مطالعه دوباره زنده نگهدارد
و به یادداشتن تردید و عدم قطعیت ذاتی توصیهها نیز بخش مهمی از طبابت مبتنی بر تصمیم مشترک با بیمار است، تا بیمار بتواند با آگاهی از روشهای مختلف و نکات مثبت و منفی هر روش و ابهامهای هر کدام، در تصمیم نهایی برای خود مشارکتکند
این جملات بخشی از کتاب زیبای پزشکی عمیق، نوشته اریک توپول است One of the greatest biases prevalent among physicians is over-confidence which sometimes is called “endemic in medicine”
دیدگاه خود را ثبت نمایید.
0 دیدگاه برای این پست ثبت شده است.
موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد