یکی از مشکلاتی که باید مراقب بود گرفتار آن نشد، فرمولهای ساده تعیین ریسک
در پزشکی است. باید به خاطر داشت که ریسک، یک طیف است و این طور نیست که از نقطهای،
ریسک شروع شود و قبل از آن هیچ خبری نباشد و از آن نقطه به بعد هم، ریسک، یک
اندازه باشد. باید عوامل تعیین ریسک را با بیمار با جزئیات در میان گذاشت و او را
در جریان طیف ریسک قرارداد و درباره نیاز به مداخلات درمانی برای کاهش ریسک،
مشارکت آگاهانه خود بیمار را به صورت کامل داشت؛ و این طور نبود که نیاز به یک
مداخله درمانی را بر اساس یک فرمول تعیین ریسک با قطعیت به بیمار گفت. قطعیتی که
منطق محکمی پشت آن نیست.
به دو مثال دقتکنیم
در بیماران نارسایی قلب، به ویژه با علت تنگی عروق کرونری،
از عدد کسر تخلیهای (EF) کمتر از ۳۵درصد،
تعبیه دستگاه دفیبریلاتور کاشتنی (ICD) توصیه میشود.
اما این آیا به این معنی است که حالا اگر این عدد با ابزارهای کمی دقیق محاسبه
شود، یکی دو عدد بالا یا پایین این عدد، این نیاز را اثبات یا برطرف میکند؟
مثال دوم اینکه در بیماران با آریتمی فیبریلاسیون دهلیزی
(AF)، برای تعیین ریسک سکته مغزی ونیاز به داروی
ضدانعقاد خوراکی، یک امتیازدهی ساده وجود دارد که یکی از آنها سن است و حد آن سن
۶۵ سال است. اما سؤال این است که آیا ۶۴ سال با ۶۶ سال این قدر متفاوت است؟
همه فرمول ها و جداول تعیین ریسک که بسیاری از مداخلات
درمانی در پرکتیس مدرن بر پایه آنها است، همین طور هستند؛ و به همین خاطر اصل اول
همه گایدلاین ها وتوصیه ها، آگاهی دادن به بیمار نسبت به این طیف است و نه نظر
قطعی نهایی دادن؛ و با مشارکت آگاهانه و فعال خود او به تصمیم رسیدن
دیدگاه خود را ثبت نمایید.
0 دیدگاه برای این پست ثبت شده است.