این روزها، درطبابت، علاوه بر متن کار که آشنایی با متون و مقالات و گایدلاین ها و تجربیات است، نوع نگاه به این دانش نیز اهمیت زیادی پیدا کردهاست. نگاهی که گاه طبابت ما و رفتار حرفه ای ما را عوض خواهدکرد. متن زیر بخشی است از مقاله جالبی از «دکتر جان ماندرولا» متخصص قلب و نویسنده سرشناس، با عنوان « پزشکان همیشه بهتر از بقیه نمیدانند». در پستهایی دیگر بخشهای بیشتری از آن مقاله مهم را خواهمآورد. …
قدرت، میتواند مسیر پزشک را دچار انحراف کند. زیرا او خود را صاحبنظری مسلم فرض میکند. در صورت فراگرفتن متودولوژی علمی و بررسی مطالعات پزشکی با نگاهی نقادانه، دیگر آنقدرها هم مشخص نیست که ما پزشکان به همان اندازه که فکر میکنیم میدانیم، واقعا میدانیم. فکر کردن به این که چه تعداد کمی از دستوراتی که من در اوایل حرفهام به بیمارانم توصیهکردهام، در ارزشیابی نقادانه مورد قبول واقع شدهاند، من را عمیقا به فکر فرو میبرد. من این روزها بسیار کمتر دستور میدهم. اگرچه همچنان به مزایای ورزش، تغذیه خوب، خواب و لبخند اعتقاددارم.
مهارت در حرفه زیبای ما آن است که به بیماران کمککنیم تصمیمی را بگیرند که برایشان بهترین است. این کار البته اغلب مشکل است. به عنوان مثال، نقطه مقابل دستورات قیممآبانه پزشکی، نباید این گونه باشد که تصمیمات پزشکی، تبدیل به یک منوی ساده شوند. این روش نیز کارا نیست و فقط نوعی رفع تکلیف برای شانه خالیکردن از مسئولیت خواهدبود.
البته هیچ اشکالی ندارد و حتی دلسوزانه هم هست که آنچه را به عقیده پزشک بهترین مسیر است به بیمار توصیهکند.
دیدگاه خود را ثبت نمایید.
0 دیدگاه برای این پست ثبت شده است.