در طب کلاسیک، مداخلات درمانی و از جمله داروها، با مسیر مشخصی راه خود را برای اثبات تأثیربخشی و بیشتر بودن سودشان از ضرر احتمالیشان، طی میکنند. مطالعاتی با ویژگیهای مشخص و در فازهای مختلف و با نظارت سازمانهای بزرگ دولتی دارو. اما جدا از خطاهایی که ممکن است در این مسیر رخدهد، به هر حال یک نقصهایی، ذاتی این سیستمها و روشها است. و از جمله زمانهای محدود پیگیری بیماران در مطالعات که معمولا چند سال است. در حالی که بعدا در عمل، بیماران یک عمر را باید با آن مداخله درمانی سرکنند، نه دو سه سال. و هر از گاهی که در دیتابیسهای بزرگ اطلاعات بیماران در کشورهای مختلف، آنالیزهایی انجام میشود، نتایج جدید و ناخوشایندی برای بعضی مداخلات درمانی در پیگیریهای طولانی مدت در پرکتیس واقعی و خارج ترایالها دیده میشود.
از جمله در هفته گذشته، خبر اول بیشتر سایتهای علمی فیلد قلب، رابطه مصرف داروهای مهارکننده آنزیم تبدیلکننده آنژیوتانسین در بیماران پرفشاری خون بود با سرطان ریه. یکی از رایجترین دستههای دارویی برای درمان این بیماری شایع.
در بررسی یک دیتابیس بزرگ یک میلیونی در انگلیس، افرادی که این داروها را مصرف میکردند که حدود سیصد و سی هزار نفر بودند، نسبت به کسانی که دارویی از دسته دارویی بلوک کننده گیرنده آنژیوتانسین استفاده میکردند، بعد از پنج سال ۲۲ درصد بیشتر سرطان ریه گرفتهبودند و بعد از ده سال ۳۱درصد بیشتر! این افزایش خطر با رعایت اثر سن و جنس و مصرف سیگار و الکل بود. یعنی با ملاحظات آماری، اثر احتمالی این فاکتورها گرفته شدهبود. حالا البته یادمان باشد که این یک مطالعه کوهورت است و توان اثبات رابطه علی و معلولی بین مصرف این دسته دارویی و سرطان ریه را ندارد و احتمالات زیادی برای توضیح این رابطه مطرح شده و این مطالعه فعلا دلیلی برای تغییر رویه پرکتیس نیست، به ویژه که پای درمان بیماری بسیار مهمی مانند فشار خون بالا مطرح است که خود قاتل خاموش است، اما به هر حال حالا فرضیه مهم جدیدی مطرح شده و هیچ بعید نیست که طب کلاسیک در آینده، یکی از مهمترین وارونگیهای خود را تجربهکند.
لینک مطالعه را از مجله پزشکی انگلیس پیوست کردهام.
دیدگاه خود را ثبت نمایید.
0 دیدگاه برای این پست ثبت شده است.