۱۳ مهر ۱۴۰۲
بدون دیدگاه

یکی از دل‌مشغولی‌های احتمالا همه‌ی ما
تلاش برای تغییر دیگران است
دیگرانی که بسیاری از آنها عزیزان ما هستند
تلاشی که در بسیاری موارد بی‌نتیجه هم می‌ماند
و تغییرهایی که اگر به آنها فکرکنیم، بسیاری از آنها هیچ منطقی هم با خود ندارند و فقط سلیقه‌ی ما و تصور بی‌دلیل ما است از تغییر درست و لازم
و چه بسیار که در این تلاش‌ها برای تغییر، هم ما خسته و فرسوده و غمگین می‌شویم؛ وهم عزیزانمان. و حاصلش رابطه‌هایی است پوشیده از گَرد ضخیم سردی و دلخوری
و وقتی روزگار و زمان، با سرعت عجیب خود می‌گذرد و عزیزی را از ما دور می‌کند، حالا یا در نقطه‌ای خیلی دور از ما، یا در پایان فرصتش در دنیا، چه بسیار که غم و حسرت و افسوس بسیار بر سر ما خراب می‌شود که …
کاش بود. همان طور که بود. و هر جور که بود و دوست داشت
و …
کاش …
فقط بود …
فرد را امروز ببینیم و قدردان امروز باشیم. فردایی که ممکن است بگوییم

نه …
جز اینم آرزوی نیست
هر چه خواهی باش
اما …
باش

پی‌نوشت
شعر که ظاهرا از قیصرامین پور است. و تصویر هم ماه کامل یک شب پاییزی است در تهران

دیدگاه خود را ثبت نمایید.
0 دیدگاه برای این پست ثبت شده است.

موقتا امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد