در زندگی، چه بسیار کارهایی که میدانیم خوب است انجامشود، اما یا همتش را نداریم و حال و حوصلهاش را، و یا گاه فکر میکنیم توانش در ما نیست
اما به قول عطار باید این طور بود که
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
گاه هم تقدیر، همراهی را سر راه میگذارد که تعارف می زند برای همراهی
گرچه هنر “نه” گفتن، هنر مهمی است، اما این وقتها، باید دل را به دریا زد و نه نگفت
کار خوب، خستگی دارد، اما پایانش رضایت درونی است
حکایت امروز ما
دو سال باشد کوه نرفتهباشی و پانزده کیلو هم اضافه وزن داشتهباشی و تعارف بزنند برای یک کوه نسبتا طولانی
مسیر دربند، اوسون، دو راهی اوسون شیرپلا و بعد ایستگاه اسپید کمر و نهایتا ایستگاه پنج
چهار ساعت کوهنوردی تا ارتفاع سه هزار متری، خستگی زیاد دارد برای دوسال کوه نرفتهی با اضافه وزن، اما پایانش شیرین است و خوشحالی از اینکه بلد نبودی “نه” بگویی 🙂
عکس، پایان کوهنوردی امروز، چهارم مهر است، با دکتر سزاوار
دیدگاه خود را ثبت نمایید.
0 دیدگاه برای این پست ثبت شده است.