در سالهای نه چندان دور قبل، که ما هم یادمان میآید، توصیههای پزشکی بیشتر بر اساس حدسهای مکانیسمی و پاتوفیزیولوژیک بود و بر اساس تجربه کسانی که بیمار بیشتر دیدهبودند
حالا سالهایی است که پزشکی تلاش میکند بر اساس شواهد مطالعات قوی باشد و بر اساس مطالعات تصادفی بالینی با طراحیهای خوب. گرچه البته هنوز با توجه به مشکلات و هزینههای زیاد طراحی چنین مطالعاتی بزرگ، بخش زیادی از توصیهها، بیبهره است از شواهد کافی، اما به همان بخشی که پشتوانه مطالعات را هم دارد، نقدهای بسیاری وارد است
از جمله اینکه شفافیت در آنها کم است. دیتاها در بسیاری از مطالعات در دسترس همه نیست تا هر که خواست آنها را بررسی و آنالیز کند، و آنالیز منتشر شده و نتایج آن را نقدکند
برای اینکه اهمیت این موضوع نشان دادهشود، دو سال قبل، مطالعهای بسیار جالب طراحی شد. قرار شد با دیتاهایی ثابت به سؤالی واحد توسط گروههای مختلف پاسخ داده شود. سؤال این بود: آیا رنگ بازیکنهای فوتبال، روی این موضوع تآثیر دارد که توسط داور در مسابقه کارت بگیرند یا نه؟ و اگر دارد این تاثیر چقدر است؟ دیتاها ثابت بود. جمع آوری شد و در اختیار بیست و نه تیم خبره دانشگاهی مختلف قرارگرفت تا دادهها را آنالیزکنند و پاسخ سؤال را پیداکنند
نتیجه این بود که بیست و نه پاسخ متفاوت حاصل شد! و نهایتا بیست و سه تیم گفتند رنگ پوست بازیکن روی شانس اینکه کارت بگیرد تاثیر دارد البته با اعداد تاثیر متفاوت و نه تیم نتیجهگیری کردند که تاثیری ندارد و آنها هم با دقتهایی متفاوت. دادههایی ثابت و سؤالی ساده و واحد و گروههایی که همه خبره بودند و مورد سؤال هم، تعارض منافعی با هیچکدام نداشت و هر کدام در نهایت پاسخی متفاوت
و این یعنی اهمیت شفافیت دادهها در مطالعات بالینی بزرگ و اینکه همه گروهها امکان آنالیز داده ها را داشتهباشند و امکان نقد آنالیزهای انجام شده و نتایج گفتهشده را هم داشتهباشند
جملات پایانی این مقاله زیبا و لینک آن را درپایان آوردهام
The best defense against subjectivity in science is to expose it
Transparency in data, methods, and process gives the rest of the community, opportunity to see the decisions, question them, offer alternatives, and test these alternatives in further research.
دیدگاه خود را ثبت نمایید.
0 دیدگاه برای این پست ثبت شده است.