یادآوری خاطره شیرینی از حدود ده سال قبل متن بسیار زیبا و تأثیرگذار دوست عزیز من، سید محسن میرمحمدصادقی با گرافیک زیبای دوست عزیز دیگر، حمید شهرابی …
گفتند که سفری در پیش خواهیم داشت
گفت که باید توشه برگرفت
راه طولانی است و تن ما کمطاقت
پس مهیا کن
نقشهای که اگر در راه ماندیم
و کتابی، برای کسالت میان کوههای جاده
سبد چای و شیرینی را فراموشنکن
برای پیچ درخت نارون و پای رودخانه
قرصی نان که شاید گرسنهشویم
و جرعهای آب برای آنگاه که استراحتگاهی نباشد
وقتی برسیم شبهنگام خواهد بود
و شاید هوا سرد
بالاپوش گرم و زیرانداز را همراه بیاور
تا همه چیز فراهم نیست نمیرویم
صبح شد و به راه که افتادیم، بر سر راهمان گورستانی بود
میشنوی چه میگویم؟ … با مسافرانی بسیار
دیدگاه خود را ثبت نمایید.
0 دیدگاه برای این پست ثبت شده است.